حسن حسن زاده آملى
28
هزار و يك كلمه (فارسى)
يك مسأله - اعنى كلام - بر همه مسائل و مباحث اين فن اطلاق شده است و مجموع را علم كلام مىنامند . چنان كه كتاب كليله و دمنه را ، با اين كه چندين باب است و يك باب آن كليله و دمنه است از باب تسميه كل به اسم جزء ، كتاب كليله و دمنه مىگويند . و يا كتاب حماسه ابو تمّام ( حبيب بن اوس طائي ) ده باب است و هر باب آن در موضوعى خاصّ به اسم باب اول آن كه در حماسه است شهرت يافته است . و همچنين حماسه ابو عباده بحترى بعد از ابو تمّام كه يكصد و هفتاد و چهار باب است به اسم باب اول آن كه در حماسه است شهرت يافته است . اين روش در نوشتهها بسيار به كار مىرود كه كتابى يا رساله و بابى به اسم يك جزء مهمّ و جالب توجه نام گذارده مىشود ، بلكه سورههاى قرآن كريم به موضوع بعضى از آيات آن سوره اسمگذارى شده است . و چند وجه ديگر در تسميه علم ياد شده به كلام از شارح مقاصد گفته آيد . بدان كه علماى اوائل بنابر فرموده خداوند سبحان كه : وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً و مانند آن در قرآن ، حق تعالى را متكلم و قرآن را كلام اللّه دانستهاند . پس از آن به عنوان اجلال و تعظيم قرآن گفتهاند كه قرآن قديم است ؛ و اشاعره از آنان پيروى كردهاند تا سخن به جائى رسيد كه فتوى دادهاند اگر كسى قائل به خلق قرآن - يعنى قائل به حدوث آن - باشد بدعت در دين آورده است ، نه بلكه كافر شده است . و پس از آن كه اشاعره مواجه با اعتراضات علمى بسيار شدهاند به كلام نفسى و كلام لفظى تمسّك جستهاند ، و گفتهاند كه كلام اللّه نفسى و لفظى است ، و قرآن كلام اللّه قديم بمعنى اول است ، و قرآن مكتوب كلام اللّه مخلوق و حادث به معنى دوم است و دال بر كلام نفسى است . و كلام نفسى را قسيم علم مىدانند . شارح مقاصد گويد : ابو حنيفه و ابو يوسف شش ماه در ثبوت كلام نفسى و قرآن بودن آن مناظره كردهاند ، و بالأخره رأيشان بر اين استقرار يافت كه هر كس قائل به خلق قرآن - يعنى حدوث آن - بوده باشد كافر است .